توصیف کردن نگهبان انتخابات رد صلاحیت انتخابات ریاست جمهوری

توصیف کردن: نگهبان انتخابات رد صلاحیت انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

جابه جایی سطح قیمتی دلار در دو روز گذشته، وقت مناسبی جهت دور شدن از تله های خودساخته ای است که سال ها بر ذهن سیاست گذاران، صاحب نظران و حتی فعالان رسانه ای و ا

وقت پرش از تله ارزی

وقت پرش از تله ارزی

عبارات مهم : بازار

جابه جایی سطح قیمتی دلار در دو روز گذشته، وقت مناسبی جهت دور شدن از تله های خودساخته ای است که سال ها بر ذهن سیاست گذاران، صاحب نظران و حتی فعالان رسانه ای و اقتصادی نقش بسته هست. این تله ها که اعتبار استدلالی آن، در پژوهش های علمی و تجربیات عبور از حبس ارزی در سایر کشورها به چالش کشیده شده است هست، موجب از دست دادن وقت اصلاحات سیاستی و قیمتی در بزنگاه ها شده است است.

ترس از تابوهای قیمتی گرچه جهت مدتی و با هزینه اوج تقویت مصنوعی ریال را به دنبال داشته است ولی خیلی سریع میل به قیمت ارز به واقعی شدن را به شکل پرهزینه تر پیش روی تصمیم سازان قرار داده هست. جهت مثال لمس محدوده چهار هزار تومان به وسیله متغیر ارزی در زمستان سال گذشته وقت مناسبی جهت به رسمیت شناختن قیمت ارز و تعیین مسیر در کانال تازه بود.

وقت پرش از تله ارزی

اما تابوهای خودساخته و فوبیای دلار چهار هزار تومانی موجب تحمیل هزینه های سنگین جهت بازگرداندن دلار به کانال سه هزار تومان شد. هزینه های سنگینی که فقط سه فصل مساله را به تاخیر انداخت. با وجود تبعات نامطلوب نوسان اوضاع کنونی می تواند فرصتی جهت پرش از تله ارزی باشد. عبور از این تله با توجه به تجربیات پیشین داخلی و خارجی می تواند به مبدایی جهت مدیریت و ثبات بخشی به بازار ارز تبدیل شود.

روز گذشته ارزش دلار در بازار جهت نخستین بار در امسال از مرز ۴ هزار تومان عبور کرد. با وجود عبور دلار از این مرز روانی، مقایسه قیمت اسمی دلار با قیمت واقعی این شاخص ارزی حکایت از این دارد که قیمت حاکم بر بازار ارز در چهار سال گذشته منجر به تضعیف مستمر و مصنوعی دلار در برابر پول ملی شده است هست. بررسی برآیند اثر عوامل خارجی و داخلی بر ارزش پول ملی حکایت از کم کردن ۵۴ درصدی ارزش واقعی ریال در برابر دلار دارد. این در حالی است که طی این بازه زمانی ارزش اسمی ریال در برابر دلار حدود ۱۴درصد کم کردن یافته است.

جابه جایی سطح قیمتی دلار در دو روز گذشته، وقت مناسبی جهت دور شدن از تله های خودساخته ای است که سال ها بر ذهن سیاست گذاران، صاحب نظران و حتی فعالان رسانه ای و ا

بنابراین می توان گفت بعد از عبور موج نوسانی شدید از بازار ارز در سال ۱۳۹۲، ارزش ریال در برابر دلار در حدود ۳۱ درصد زیاد کردن یافته هست. می توان گفت علت تقویت مصنوعی دلار طی این بازه زمانی رویکرد سرکوب گرایانه و سیاست زده سیاست گذار در برابر واقعی شدن قیمت ارز بوده هست. رویکردی که نشانه های آن در روند ۴ سال گذشته قیمت ارز نیز قابل مشاهده هست. رویکردی که با عبور از بزنگاه های ارزی، ضمن اصرار بر منطقی سیاست زده و غیر اقتصادی، شکنندگی اقتصادی کشور را در برابر نوسانات ارزی زیاد کردن داده هست. «دنیای اقتصاد» در این گزارش به بهانه حضور مجدد متغیر ارزی در محدوده ۴هزارتومانی، ضمن ردیابی ارزش واقعی دلار، بعضی از وقت ها و ابزارهای واقعی کردن قیمت ارز را بررسی کرده است.

عبور دوباره از ارز واقعی؟

بررسی مسیر حرکت قیمت ارز در چند دهه گذشته، حکایت از برقراری رویکردی سیاست زده و غیر منطبق بر منطق و واقعیت های اقتصادی در مواجهه با نوسانات قیمت ارز دارد. در این رویکرد سیاست گذار تلاش می کند با نشانه حفظ ارزش پول ملی، منابع ارزی عمومی را خرج پایین نگه داشتن قیمت ارز کند. رفتاری که به گواه تجربه در نهایت منجر به شکست سیاست گذار در برابر نیروی بازار در شرایط نوسان شدید قیمت ارز یا کمبود در منابع ارزی خواهد شد. نمونه ای از چنین تجربه ای را می توان در ابتدای دهه ۱۳۹۰ و بعد از باز شدن فنر فشرده شده است قیمت ارز در کشور مشاهده کرد.

وقت پرش از تله ارزی

یکی دیگر از نقاط یکسان واکنش‌ها سیاست گذاران در قبال متغیرهای ارزی عبور از وقت هایی است که طی دهه های اخیر می توانستند مبدا تحول ارزی در کشور باشند. وقت هایی که عبور هر یک از آنها به معنای تجمیع مخاطره نوسان قیمت ارز خواهد بود. می توان گفت آخرین وقت سوزی در زمینه تعادلی کردن قیمت ارز به دی ماه سال گذشته باز می گردد؛ یعنی دوره لمس محدوده ۴ هزار تومانی به وسیله متغیر ارزی. با این وجود سیاست گذار بار دیگر در اثر واهمه ناشی از تصویر غیر واقعی اقتصاد با دلار چهارهزار تومانی، بخش عظیمی از منابع ارزی را صرف سرکوب قیمت ارز کرد. منابعی که بر اساس شنیده ها ده ها میلیارد ریال از منابع ارزی را صرف تقویت مصنوعی ریال کرد.

«دنیای اقتصاد» به دنبال افزایش قیمت دلار در شروع زمستان سال گذشته، دریکی از گزارش ها با عنوان «فوبیای دلار ۴هزار تومانی» در تاریخ ۴دی ۹۵، از واکنش‌ها همیشگی سیاست گذار ارزی انتقاد کرد و سیاست گذاران را به کنار گذاشتن رویه سابق توصیه کرده بود. توصیه ای که چه از سوی سیاست گذار و چه از سوی کارشناسان و منتقدان چندان جدی گرفته نشد آن هم در شرایطی که برآوردهای صورت گرفته از قیمت واقعی ارز، احتمال برخورد با دلار ۴ هزار تومانی را در آینده نزدیک به یک قطعیت تبدیل کرده بود.

جابه جایی سطح قیمتی دلار در دو روز گذشته، وقت مناسبی جهت دور شدن از تله های خودساخته ای است که سال ها بر ذهن سیاست گذاران، صاحب نظران و حتی فعالان رسانه ای و ا

تقویت مصنوعی ریال

بر مبنای آمارهای موجود بعد از فروکش کردن نوسانات ارزی در سال ۱۳۹۲ قیمت ارز در اردیبهشت سال ۱۳۹۲ در محدوده ۳۵۰۰ تومان نوسان می کرد. بر این اساس طی هفته ابتدایی اردیبهشت سال ۱۳۹۲ هر ۳۵۰۰ تومان ارزشی در حدود یک دلار داشته هست. اگر به دلار به چشم یک کالا نگاه کنیم، در این صورت می توان گفت ارزش ریالی دلار (مانند هر کالای دیگر) متناسب با قیمت تورم در کشور عزیزمان ایران زیاد کردن خواهد یافت. ولی دلار یک تفاوت عمده با سایر کالاها دارد؛ ارزش این کالا علاوه بر تورم داخلی تحت تاثیر عوض کردن ارزش دلار در اثر تورم خارجی نیز قرار می گیرد. در واقع ارزش دلار از یکسو تحت تاثیر تورم در خارج از کشور کم کردن می یابد و از سوی دیگر تحت تاثیر تورم در داخل کشور زیاد کردن می یابد.

به همین علت تفاوت تورم در دو سوی مرزهای یک کشور اثرگذارترین متغیر بر ارزش واقعی ارز خواهد بود. بر مبنای آمارهای بانک جهانی شاخص قیمت مصرف کننده آمریکا از ابتدای سال ۱۳۹۲ (تثبیت نسبی دلار در کشور عزیزمان ایران بعد از یک دوره نوسان شدید) تاکنون از ۶/ ۲۳۴ واحد به ۲۴۶ واحد رسیده است.

وقت پرش از تله ارزی

این بدان معناست که طی چهار سال ونیم گذشته، میانگین تورم هر سال در این کشور در حدود ۱/ ۱درصد بوده هست. این در حالی است که طی این بازه زمانی بر مبنای آمارهای بانک مرکزی شاخص قیمت مصرف کننده در کشور عزیزمان ایران از ۷/ ۶۴ واحد به حدود ۷/ ۱۰۷ واحد رسیده هست. این عوض کردن معادل زیاد کردن هر سال ۱۱ درصدی شاخص قیمت در چهارسال و نیم گذشته هست. اگر به واحد ارز به عنوان یک کالا نگاه کنیم در این صورت می توان گفت هر واحد دلار در آمریکا هر سال ۱/ ۱ درصد از ارزش مبادله ای خود را از دست داده هست. در سوی دیگر طی این بازه زمانی قدرت خرید هر ریال در کشور عزیزمان ایران هر سال در حدود ۱۱ درصد کم کردن یافته هست. بنابراین طی چهار سال گذشته، ارزش واقعی ریال با سرعت بیشتری در مقایسه با دلار کم کردن یافته است.

این در حالی است که مقایسه ارزش کنونی قیمت دلار در سال ۱۳۹۲ و ارزش فعلی دلار در بازارهای ارز کشور حکایت از برقراری روندی کاملا معکوسی دارد. روندی که نیروی محرکه آن از منابعی ناشی می شود که بازارساز خرج مسیرسازی جهت متغیر ارزی کرده هست. محاسبه برآیند اثر تورم داخلی و خارجی بر قیمت ارز نشان می دهد که با فرض اثرگذاری صرف عوامل بنیادین بر قیمت ارز، ارزش هر ریال در برابر دلار طی چهار سال گذشته باید چیزی در حدود ۴/ ۵۵ درصد کم کردن می یافت. این در حالی است که طی این بازه زمانی ارزش اسمی ریال در برابر دلار تنها ۱۴ درصد رشد کرده هست. به این ترتیب ملاحظه می شود که برآیند بازارسازی سیاست گذار طی چهار سال گذشته باعث تقویت مصنوعی ریال در حدود ۴۱ درصد شده است است.

حبس ارز در تله ذهنی

به مشاهده واکنش‌ها متغیر ارزی تا حدود زیادی منعکس کننده نحوه تصویر العمل سیاست گذار به تغییرات قیمت ارز هست. بر این اساس در صورتی که سیاست گذار میل به به حفظ ارزش پول ملی داشته باشد، در مواقع نوسان ارزی از منابع موجود جهت کنترل قیمت ارز استفاده خواهد کرد.

اما در صورتی که قیمت واقعی ارز تفاوت معناداری با قیمت اسمی داشته باشد، نیروی ناشی از دخالت سیاست گذار بعد از مدتی تحت تاثیر نیروی ناشی از عوامل بنیادین، بار دیگر مسیر صعودی را در پیش خواهد گرفت. به همین علت در مواردی که سیاست گذار میل به به سرکوب قیمت ارز دارد، نمودار قیمت ارز به صورت سیکل واره های نیم دایره ای شکلی است که در یک مسیر صعودی در کنار هم قرار گرفته اند. تصویری که به روشنی در روند تغییرات قیمت ارز طی چهارسال گذشته جاخوش کرده است.

افزون بر این بررسی تغییرات قیمت ارز نشان می دهد که طی بازه زمانی بین سال های ۱۳۹۲ تا نیمه نخست سال جاری، تصویر العمل سیاست گذار به تغییرات قیمت ارز عموما به صورت پایین کشیدن قیمت ارز هنگام عبور از کانال های قیمتی بوده است.البته به نظر می رسد بعد از تغییرات صورت گرفته در معاونت ارزی بانک مرکزی، نشانه هایی از عوض کردن رویکرد نسبت به متغیر ارزی در واکنش‌ها بازارساز دیده می شود. طی چهار سال گذشته به جز تابستان سال ۱۳۹۴، در بقیه فصول، قیمت ارز مبادله ای در وقت افزایش قیمت ارز بازار با شیب کمتری زیاد کردن یافته هست. ولی بررسی ها نشان می دهد طی یک ماه و نیم گذشته قیمت ارز مبادله ای حدود ۱۴۰ تومان زیاد کردن یافته هست. این زیاد کردن معادل ۸۷ درصد کل زیاد کردن قیمت ارز مبادله ای در سال ۱۳۹۶ هست. همچنین طی روزهای سپری شده است از نیمه دوم امسال قیمت ارز در بازار حدود ۳/ ۳ درصد زیاد کردن یافته هست. این در حالی است که قیمت ارز مبادله ای طی این بازه زمانی حدود ۴/ ۴ درصد زیاد کردن یافته است.

وقت های ارز واقعی

بررسی ها نشان می دهد واهمه سیاست گذار از تاثیر تورمی قیمت ارز یکی از بااهمیت ترین دلایل تثبیت قیمت ارز و تقویت مصنوعی پول ملی هست. این در حالی است که بر مبنای پژوهش های صورت گرفته، میزان وحشت سیاست گذاران از شناورسازی قیمت ها تطابق چندانی با واقعیت های آماری ندارد. این بدان معناست که قیمت ارز شناور اثر تورمی به مراتب کمتری در مقایسه با تصویر ذهنی سیاست گذاران بعد از تعادلی کردن قیمت ارز در پی خواهد داشت.

افزون بر این سیاست گذاران باید در تصمیم گیری جهت تصویر العمل به تغییرات قیمت ارز به وقت های از دست رفته در اثر تثبیت قیمت ارز به چشم هزینه نگاه کنند. مطالعات علمی و تجربیات کشورهایی چون چین و برزیل نشان می دهد شناورسازی قیمت ارز باعث زیاد کردن توان رقابتی محصولات تولیدی خواهد شد. موضوعی که در نهایت می تواند باعث زیاد کردن رشد اقتصادی و کم کردن بیکاری شود. افزون بر این با زیاد کردن پتانسیل رقابتی محصولات صادراتی در نهایت تقاضا جهت واحد پول ملی نیز زیاد کردن می یابد. افزایشی که به معنای تقویت واقعی ارزش پول ملی هست. همچنین به علت ماهیت تعادلی قیمت ارز در چنین شرایطی، آزادسازی قیمت ارز در نهایت می تواند منجر به کم کردن کسری و مازاد تراز تجاری شود.

تجربه نشان می دهد که در شرایط سرکوب ارزی، سیاست گذار در نهایت مجبور به پذیرش نیروی بازار خواهد شد. جنگ با قیمت واقعی ارز، علاوه بر از دست دادن وقت های یاد شده، ممکن است باعث جابه جایی بخشی از سرمایه سپرده گذاران ارزی به جیب سفته بازان شود؛ بنابراین ممکن است بخشی از سرمایه گذاران عموما غیرحرفه ای با وجود پذیرش ریسک ارزی عملا ضرر کنند. آن هم در شرایطی که هیچ تناسبی بین بازده و ریسک سرمایه گذاری در بازار ارز با آلترناتیوهایی چون سپرده گذاری در بانک وجود ندارد.

الگوریتم پاسخ به نوسان

مقاومت در برابر نیروی بازار در نهایت باعث خواهد شد که عوامل ایجاد کننده فوبیای ارز واقعی به شیوه تشدیدشده ای بروز پیدا کنند. بنابراین سیاست گذار باید به جای مقابله با قیمت تعادلی ارز، با نوسانات شدید در قیمت ارز مقابله کند. بررسی بحران های ارزی می تواند منجر به استخراج الگوریتمی جهت برخورد با نوسانات شدید ارزی شود. آیا که این بحران ها عموما با نوسان شدید در بازار ارز اتفاق افتاده اند. بررسی تجربه وقوع بحران ارزی در کشورهای شرق آسیایی نشان می دهد کنترل انتظارات در وقت نوسانات قیمت ارز بعضا از اهمیت بیشتری نسبت به کنترل فیزیکی قیمت ارز برخوردار هست. در تجربه بحران ارزی در کشورهای جنوب شرق آسیا همزمان با شروع نشانه های زیاد کردن قیمت ارز، بانک های مرکزی از ذخایر خود جهت کنترل بازار استفاده کردند. ولی این نسخه تنها تا زمانی کاربرد داشت که انتظارات تورمی با قیمت ارز قابل کنترل بود. به این ترتیب با زیاد کردن تقاضا جهت خرید ارز در حال افزایش و از بین رفتن کارآیی نسخه کنترل فیزیکی بازار ارز، بحران ارزی در این کشورها وارد مرحله جدیدی شد.

در چنین شرایطی بانک های مرکزی تصمیم گرفتند با کنترل انتظارات جامعه از عوض کردن لحظه ای قیمت ارز جلوگیری کنند. به این ترتیب یک قیمت ارز مبنای قابل کنترل تعریف و منبع مورد نیاز جهت دفاع از این قیمت آینده نگری شد. افزون بر این با توجه به اثرگذاری چشم انداز سیاست گذار در انتظارات تورمی، نهادهای رسمی در این کشورها در دوره بحران اقدام به ابهام زدایی از تصویر اقتصادی این کشور با ارائه آمارها و برآوردهای رسمی کردند. بررسی تجربیات کشورهایی چون مکزیک در برخورد با تکانه های ارزی نیز نشان می دهد قیمت سپرده کوتاه مدت در شرایط نوسان شدید ارزی می تواند به عنوان عاملی جهت کم کردن تقاضای سفته بازی پول و کم کردن نوسان در بازار ارز ایفای نقش کند.

اخبار اقتصادی – دنیای اقتصاد

واژه های کلیدی: بازار | سیاست | نوسان | کنترل | اقتصادی | روز گذشته | اخبار اقتصادی | اخبار اقتصادی و بازرگانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs