غلامحسین کرباسچی در سومین کنگره عاملان سازندگی گفت، سیاست محدود به انتخابات نمیشود. شاید دبیر کل عاملان باور جدی به این گفته نداشته باشد ولی این جمله، کلیدی و
کاری که کرباسچی و همفکرانش انجام نمی دهند
عبارات مهم : سیاست
به گزارش ایسنا،به نقل از روزنامه شرق ، «در جناح های سیاسی کشور عزیزمان ایران به زودی با این واقعیت روبه رو خواهند شد که جهانِ سیاست آن گونه که آنان به آن خو کرده اند، فرو خواهد پاشید. مردم از سیاست ها و شعارهای جناحی فراتر رفته اند و ایجاد اتحاد و ائتلاف مردم با مفاهیم سابق اگر امکان پذیر نباشد، بسیار سخت هست. اصولگرایانِ واقع بین سکوت اختیار کرده اند و خود را به دست تقدیر سپرده و در این اندیشه اند که از انفعال مردم در انتخابات ۱۴۰۰ به نفع خود استفاده کنند و با حمایت حامیا نشان به قدرت برسند ولی در میان اصلاح طلبان و گروه های ترقی خواه ماجرا به گونه ای دیگر است.
این انفعال سیاسی آنان را به تکاپو واداشته تا دوباره ابتکار عمل را به دست بگیرند. از این رو آنان به بازخوانی گذشته می پردازند و در این بازخوانی گاه به ستایش خود می پردازند و گاه به نقد، تا از این طریق تلنگری به کالبد جامعه بزنند و به تحرک واقعی وادارش کنند. ولی در این اوضاع ایجاد ارتباط ارگانیک بین جامعه سیاسی (دولت) و جامعه مدنی سخت هست. خاصه این که جامعه کشور عزیزمان ایران بیش از آن که مدنی باشد، به تعبیر هانتینگتون جامعه «پراتوری» هست؛ جامعه ای که در آن اشتراک سیاسی بالاست ولی در آن نهادمندی وجود ندارد.
کاری که کرباسچی و همفکرانش انجام نمیدهند
در جامعه پراتوری نیروهای اجتماعی یک راست و بی واسطه و با روش های خود در صحنه سیاسی عمل می کنند. همین کنشِ بی واسطه مردم نگرانی عمده جناح های سیاسی کشور است و آنان را جهت اتحاد مجدد با مردم به تکاپو واداشته هست. این تکاپو در دو کنگره اخیر احزاب اتحاد ملت و عاملان سازندگی به وضوح دیده می شود. با این که صحبت های دبیران کل این احزاب واقع بینانه است ولی هیچکدام از آنان استراتژی ای جهت برون رفت از اوضاع موجود ارائه نمی دهند و اغلب دوران طلایی عملکرد خود را به تصویر می کشند؛ گیرم انتقاداتی چند هم به گذشته خود داشته باشند.
آن چه بیش از هر چیز در این دو کنگره محسوس هست، غیاب استراتژی هست. شاید این گفته علی شکوری راد را بتوان یکی از محورهای راهبردی اصلاح طلبان تلقی کرد: «ما اتحاد، انسجام و هم گرایی ملی را بااهمیت ترین اولویت کنش های کشور عزیزمان ایران می دانیم.» ایجاد ائتلاف و اتحاد بین نیروهای اجتماعی ناهمگون به واسطه یک ایدئولوژی رخ خواهد داد. ایدئولوژی ای که توانِ هژمون شدن را داشته باشد و با ایده ملی – مردمی، مطالبات متکثر مردم متفرق را ساماندهی کند. به تعبیر گرامشی ایدئولوژی مانند سیمان است که اجزای متفرق و متکثر را با همه تفاوت ها به یکدیگر می چسباند و اتحاد و ائتلافی از راه تفاوت ها به دست خواهد آمد. ایدئولوژی ارگانیک باید هویت ها و مطالبات گوناگون را ترکیب کند. آیا اصلاح طلبان هنوز توان خلق ایدئولوژی را دارند؟ آن هم ایدئولوژی ای که در جامعه هژمونی ایجاد کند.
غلامحسین کرباسچی در سومین کنگره عاملان سازندگی گفت، سیاست محدود به انتخابات نمیشود. شاید دبیر کل عاملان باور جدی به این گفته نداشته باشد ولی این جمله، کلیدی و
اصلاح طلبان اگر خواهان عوض کردن وضع موجودند، باید به خوبی آن را بشناسند. شعارِ «اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمام است ماجرا» ساختگی باشد یا نباشد، شعاری جدی و خطرناک هست؛ چون در جامعه بازتاب پیدا کرده هست. اگر شرایط کشور بحرانی نباشد، اوضاع احزاب رسمی بحرانی است: «کهنه در حال احتضار است و نو را توان تولد نیست.» در این بزنگاه است که دیگر مردم احزاب را نمایندگان خود نمی دانند و جامعه دچار بحران نمایندگی خواهد شد. در جامعه ای که احزاب توان خود را از دست داده اند، جامعه شکننده و خطرناک است و عرصه جهت راه حل های خشونت بار باز خواهد شد.
نیروهای ناشناخته به میدان می آیند و مردان آینده ساز به قدرت خواهند رسید. به گفته دبیر کل اتحاد ملت «توفان پرسشگری بر اثر اختلاف شدید بین نسل های گذشته و نسل حاضر ایجاد شده است و چنین است که خانمان برانداز می نماید. با این پرسش ها چه باید کرد؟» اغلب تنازعات سیاسی بر سر عوض کردن مفاهیم هست. مسئله اینجاست که احزاب رسمی کشور عزیزمان ایران تا چه میزان این تنازعات برخاسته از عوض کردن مفاهیم را درک و آنها را راهبردی خواهند کرد و آیا اصلاح طلبان توان اصلاح فکری و اخلاقی خود را دارند تا همراه و همدل با این تنازعات سیاسی و اجتماعی شبکه ای از ائتلاف ها را به وجود آورند؟ به قول غلامحسین کرباسچی در سومین کنگره عاملان سازندگی، سیاست محدود به انتخابات نمی شود. شاید دبیر کل عاملان باور جدی به این گفته نداشته باشد ولی این جمله، کلیدی و راهگشاست.
سیاست و حل بحران های آن یک فرآیند هست. جهت عبور از بحران ها پذیرش غلط های گذشته و برملاساختن آنها در اولویت هست. از دل این پذیرش و عیان شدگی استراتژی نو زاده می شود؛ کاری که کرباسچی و همفکرانش انجام نمی دهند. آنان به دهه ای می پردازند که به نظر ارزش پربارترین دوره دولت های بعد از انقلاب بوده هست. آنان با مفاهیم سیاسی متناقض درصدد تحقق ایده ها و آرزوی بزرگ هایی متناقض اند. دبیر کل حزب عاملان سازندگی با تأکید بر این که تنها با کارآمدی می توان مقبولیت را نزد مردم حفظ کرد، می گوید: «مردم نمی پذیرند که ما به ضرب و زور استدلال و تبلیغات آنها را پای صندوق رأی بیاوریم و هنگامی که قدرت را در دست گرفتیم، بگوییم نمی گذارند کار کنیم.»
کاری که کرباسچی و همفکرانش انجام نمیدهند
این چندمین بار است که کرباسچی مستقیم و غیر مستقیم به دولت روحانی حمله می کند. حمله به دولت روحانی از سوی حامیان دیروز بیش از آن که کنشی مولد و رادیکال باشد، عملی محافظه کارانه هست؛ مگر آن که حقیقتی از دل این حملات بیرون بیاید که موجب خلق امر سیاسی شود. کرباسچی، خود از صورت هایی است که با نشانه نوسازی پا به میدان سیاست گذاشت و سرخورده از آن بیرون رفت و طرفه آن که همچنان به سیاست های آن دوره باور دارد. دولت سازندگی به تعبیری دولت «انقلاب انفعالی» بود که از اوج و بدون همکاری مردم تلاش کرد نوسازی سیاسی – اقتصادی ایجاد کند و این نوسازی خواسته یا ناخواسته از جامعه سیاست زدایی کرد.
در دهه ۷۰ مردم انگار دوباره پول را کشف کردند و عطش پول به کام همگان نشست و دست بر قضا اشاره کرباسچی به بیضایی نشانگرِ وضعیتی است که در دوران سازندگی رقم خورد و فیلم «سگ کشی» بهرام بیضایی تصویر همین دوران پرآشوب هست. کرباسچی در میان مدیران جمهوری اسلامی یکی از عمل گراترین هاست ولی در صحبت اخیرش استراتژی ای جهت برون رفت از اوضاع موجود تبیین نمی شود. مفاهیمی از علوم سیاسی درست و نادرست کنار یکدیگر می نشینند؛ مفاهیمی که نشان می دهد او هم مانند دیگران دلواپس وضع موجود است و تلاش می کند جهت احیای اصلاح طلبان دست به هر کاری بزند تا از دل کهنه در حال احتضار، نو زاده شود. در این نوزایی شکافِ میان اصلاح طلبان با اصلاح طلبان (کارگزاران سازندگی) پیدا می شود.
غلامحسین کرباسچی در سومین کنگره عاملان سازندگی گفت، سیاست محدود به انتخابات نمیشود. شاید دبیر کل عاملان باور جدی به این گفته نداشته باشد ولی این جمله، کلیدی و
آیا عاملان سازندگی باوری به هژمونی از طریق ایدئولوژی دارند یا ایده آنان در همان کارآمدی خلاصه می شود؟ کارآمدیِ مدیران تکنوکرات که بیش از آن که دغدغه توسعه سیاسی و جامعه مدنی را داشته باشند، معتقدند شکوفایی و رشد اقتصادی ناگزیر دموکراسی را به همراه خواهد آورد ولی آمار کشورهای در حال توسعه خلافِ این نظر را نشان می دهد. عاملان سازندگی هنوز به دنبال راهبردهای دهه ۷۰ و به زعم خود دهه شکوفایی هستند و اگر این گونه باشد، بعید است تغییری جدی از سوی این طیف از اصلاح طلبان اتفاق بیفتند؛ خاصه آن که دیدگاهِ توسعه گرایانه عاملان سازندگی بیش از هر چیز در گروِ عوض کردن موضع گیری های بنیادی اقتصادی و به تبع آن عوض کردن مواضع کشور عزیزمان ایران در قبال ادغام در بازارهای جهانی هست. از این رو استراتژی عاملان نمی تواند شکل بگیرد، چون عنصرهای مهم سازنده آن مفقود هست. عاملان هم چون حزب اتحاد ملت منتظر معجزه ای هستند تا دوباره به سیاست بازگردند و در این بازگشت دوباره به تحکیم مواضع خود بپردازند و استراتژی پیشین خود را بازسازی کنند.»
کاری که کرباسچی و همفکرانش انجام نمیدهند
واژه های کلیدی: سیاست | سیاسی | استراتژی | اصلاح طلب | اصلاح طلبان | اخبار سیاسی و اجتماعی
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...








